تبليغاتX

دريافت كد در بهاربيست

خدای اطلسی ها


خدای اطلسی ها

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

 


 

خیال کردم یه عمر با من می مونه

گمون کردم واسم یه هم زبونه

نگفته بود پی یه عشق دیگست

تا تحقیر بشمو دل بسوزونه

نگفت به فکر فرصتی دوبارست

برای دل بریدن فکره چارست

نگفت به فکره تقدیره نگامو

شکستنه غروری پاره پارست

حالا به مرگ من راضی نمیشه

می خواد جون بکنم واسش همیشه

به اون ظالم بگین نفرینه این دل

تا زنده ام به راهه زندگیشه

درسته کولیا بی کس و کارن

ولی واسه خودم خدایی دارم

برای دیدنه روز عذابت

دارم ثانیه ها رو می شمارم...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

قصه ای بگو عزیزم قصه ای که سرخی عشقو نشون من بده

قصه ای که خوندن هرورقش یکی شدن با عاشقو یادم بده

یاد بده تو وادی عشق عاشقا فدا می شن

توی رسم عاشقی کم بیارن تباه می شن

یاد بده تو حرمت عشق نباید شک بکنی

یا برای هر عزیزی نباید تب بکنی

یاد بده دستای گرم عاشقو باید شناخت

یا نگاه مبهم معشوق و بی حساب نذاشت

یاد بده مثل یه پروانه دلداده باید ساده باشیم

دور یک شمع قشنگ عاشق و دلباخته باشیم

یاد بده فراق یار حس غریب عاشقی ست

این طلسم عاشقونه با سلام سرخ تو شکستنی ست

 

یاد بده جنوب قلبت با شمالش یکیه

داد بزن بگو خیلی دوست دارم کی به کیه

یاد بده قلبت دو نیمه اس نیمه هاش جدا نشن

تیکه های سرخ خاطرات یار خیلی قشنگن هیچکدوم فنا نشن

صفحه آخر قصه دوست دارم یه جور خوب تموم بشه

این طوری یه دنیا عشق وشور با هم یکی می شه

حالا سرخ سرخیم و همه یه رنگیم

دیگه گوهر وجود و همگی مثل یه قلبیم

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط حنانه | |

یکسال گذشت

 

یکسال ........

 

یکسال از زمان راه اندازی وبلاگم گذشت

یکساله که هر چند روز یکبار میام توی اینترنت و با ذوق و شوق وبلاگم رو آپ می کنم و بعدش به دوستام و

اونایی که توی این یکسال با هاشون از طریق وبلاگم آشنا شدم خبر میدم و اون هام میان و نظر میدن....

این هفته وبلاگه من یکساله می شه..........

 

مرسی از اون دوستایی که توی این یکسال برای من و  وبلاگم ارزش قائل شدند بهم سر زدند از همتون ممنون .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط حنانه | |

تولد وبلاگم مبارک

 

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط حنانه | |

اخرين لحظه ديدار

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

 

 

از خدا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،

من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

عشق ، یعنی …

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط حنانه | |

عشق

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

 

               دریا دریا منو صدا کن

                خاک و با آب دوباره آشنا کن

                         دریا دلم گرفته

                 منو از این گرفتگی رها کن  رها کن  رها ....

                       دریا با من حرف بزن

                      نذار منو موجا به ساحل بدن

                    دریا دلم می خواد رو بال موجا

                                منو تو یه شب ببری از اینجا

                           بذار بگن که چشمهای بارون زده

                                بازم تو دریا یه نفر گم شده

                                       دریا جوابم بده       

                                       دریا جوابم بده 

 

 

بر درت می آمدم هر شب مرا وا می زدی

گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا می زدی

دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر

کاش دریا ی تو بودم دل به دریا می زدی

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

زندگی آرام ،است مثل یک خواب بلند

زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایی است ،مثل رویای یکی کودک ناز

زندگی زیباست مثل ،زیبایی یک غنجه باز

زندگی تک تک این ساعت هاست

زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من ،پینه دست پدر است

زندگی مثل زمان در گذر است

 

 

 

 

 

قصه این جوری شروع شد............من و چشمات و ترانه

تورو خواست تا همیشه...................گریه و اشک شبانه

تو میدونی تا همیشه...................من به یاد تو می مونم 

هرچی که ترانه دارم...............واسه ی چشمات می خونم

واسه داشتن دستات......................لحظه هام پر ازبهانس

دیدن صورت ماهت..........................یه خیال عاشقانه اس

بی تو من هیچی ندارم.................پیش چشمات کم میارم

اگه تو بخوای میمیرم....................جون به دستات می سپارم

لحظه هامو با حضورت.....................عاشق و ترانه خون کن

با نگاه پاک و معصوم ...........................دل سردمو نشون کن

تو مثه آب و نفس باش...................واسه این عاشق معشوق

روتن این خاک تشنه ......... .........تو ببار برا همیشه

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط حنانه | |

بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم

 

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!

 

ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک

 

 

با تبريک سال نو
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..
...
....
....
امضا
حاجي فيرو

 

سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک

 

مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک

 

دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز

 

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارك ********

 

><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک

 

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت  ... دوستت دارم

 

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار
نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار

 

سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستم يادآوري كنم: سال نو شده.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. كم‌كم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي

 

افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي  شبهاي تنهايي.....  به خشکي برف  ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي  است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند...

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

سلام به دوستای عزیزم پیشاپیش عید نوروز باستانی رو به همه ی شما و خانواده های محترمتون تبریک

میگم امیدوارم که سالی سرشار از خوبی و سلامتی داشته باشید .......

چند تا اس ام اس چهارشنبه سوری هم براتون می ذارم


با یاد سرخی گونه هات..

درخشـش چشمات ..

سوزاننـدگی لبـهات..

 داغــی عشقت

 از رو آتیش میپرم

دوستت دارم آتیش پاره  چهارشنبه سوری مبارک

عیدتون مبارک

تام کروز ، نيکلاس کيج ، جنيفر لوپز ، رابرت دنيرو ، ياني ، ديوويد کاپرفيلد ، آنتوني رابيز ، خود من  و بقيه ي ستارگان جهان ازت خواهش ميکنيم چهارشنبه سوري مواظب خودت باشي.

چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جيگر بره رو آتيش کباب ميشه.

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط حنانه | |


Design By : Night Skin